برچسب:
نویسنده: آدرین مهدوی

بعد سالها اومدن اینجا کلی غم داشت کلی خاطره برام زنده شد برام.نمیدونم کسی میاد دیگه اینجاها ولی اومدم بگم زنده ام
نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۹/۱۰/۲۹ساعت 1:41 AM توسط sanam| |
برچسب:
نویسنده: آدرین مهدوی
وقتی می رود و همه می گویند
دوستت نداشت...
و تو نمی توانی ثابت کنی که هر شب
با عاشقانه هایش خوابت می کرد...!
نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۲/۲۶ساعت 12:49 AM توسط sanam| |
برچسب:
نویسنده: آدرین مهدوی
دستاموگرفت وگفت چقدر دستات تغییر کردن
خودم و کنترل کردم و فقط لبخندی زدم
تو دلم گریه کردم و دم گوشش گفتم:
بی معرفت!دستای من تغییر نکرده...
دستات به دستای اون عادت کرده...
نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۳/۱۷ساعت 1:35 AM توسط sanam| |
برچسب:
نویسنده: آدرین مهدوی
برچسب:
نویسنده: آدرین مهدوی
مـــــــــــــــــــــن
اومــــــــــــــــــــــدم
سلــــــــــــــــــــــام
نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۱۵ساعت 12:3 AM توسط sanam| |
برچسب:
نویسنده: آدرین مهدوی
در دنــــــــــیــــــــــایی که
مردمش برای پررنگ شدن حاضرند هزار رنگ باشند.
نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۲۲ساعت 3:10 PM توسط sanam| |
برچسب:
نویسنده: آدرین مهدوی
برچسب:
نویسنده: آدرین مهدوی
نمی بخشمت
بخاطرتمام خنده هایی که ازصورتم گرفتی.
بخاطر تمام غم هایی که بر صورتم نشاندی.
نمی بخشمت
بخاطر دلی که برایم شکستی
بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی
نمی بخشمت
بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی
بخاطر نمکی بر زخمم گذاردی
ومی بخشمت بخاطرعـــــــشـــــــقی که برقلبم حک کردی..
برچسب:
نویسنده: آدرین مهدوی
نه برای در حسرت یک بوسه ماندن...
برای خلق بوسه ای از جنس ارامش...
من زن نشدم که هم خواب ادمهای بی خواب شوم...
زن شدم که برای خواب کسی رویا شوم...
من زن نشدم که تنهایی ام حسرت اغوشی عاشقانه
را داشته باشم...
زن شدم...
تا اغوشی در تنهایی عشقم باشم...
"ســیمــین دانـشــور"
برچسب:
نویسنده: آدرین مهدوی