خرید بک لینک
بعد مدتهادیدمش

دستاموگرفت وگفت چقدر دستات تغییر کردن

خودم و کنترل کردم و فقط لبخندی زدم

تو دلم گریه کردم و دم گوشش گفتم:

بی معرفت!دستای من تغییر نکرده...

دستات به دستای اون عادت کرده...

نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۳/۱۷ساعت 1:35 AM توسط sanam| |

برچسب: نویسنده: آدرین مهدوی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 4:57

صفحه بندی